بنامـ نوازنده گیتار زندگی

در شَبـ،بـه آسمانـ خیره شُده بـودَمــ...

چادُرمــ،،،در تاریکی شبـ دیده نمـیشُد!

چشمانَمــ سمتِـ مآه دوید...

شآخه عُریانـ درختی بَر چهره مآه خط  انداخته بـود!

بآ خود گُفتمـ:چرا مآه نیز همانند ستاره هایـ دیگر چشمکــ نمیزند...؟

خیلی دوست دآرمـ مآنند مآه،در آسمان بدرخشمـ،

ناگهآن،،،مآه لب به سخنـ گشود و گفتـ :

دخترچآدریـ،،تو خود،با چآدرتــ آسمآنیـ سآخته ایـ بی همتآ

تصوّر میکنمـ بی میل نبآشیــ بخواهیـ آن راز رآ کَشفـ کنیـ،

آیا، دُختـری از جِنس مآه و  آسمانی از جنس چآدُرمشکیـ به ذهنتـ نمیرسَد

توجه:منبعش یادتون نره...این یک درد دل نبود که بدون ذکر منبع کپی میکنید،نوشتن منبع کار سختی نیست
و نشانه ی صداقت و شخصیت شماست

×منبعشـ ـ ـ ـدلنوشته هایــ طلایـی×



موضوع :
نوشته های لطافتانه ی من ,  دلایلی برای حجاب ,